هفته نگار شهریور 2
سلام باران جان
تو هفته ای که گذشت ماشالا شما خیلی بزرگتر شدی
دوشنبه 92/6/11 تعطیل بود و من و بابایی کلی با شما حال کردیم شما با کمک مامان غلت میزنی عزیزم البته ما دستتت رو میگیریم و شما خودتو جهت میدی و غلت میزنی قربون اون غلت زدنات
بعد هم با هم رفتیم هایپر استار خرید کردیم ، شما رو گذاشتیم تو کرییرت تو سبد خرید و با هم کل فروشگاه و گشتیم شما اولش خواب بودین ولی وقتی بیدار شدی ساکت آروم دوروبرت رو نگاه می کردی ، همه محو اون موهای مشکی و بلند و اون سیمای زیبات شده بودن.
یه آقاهه از بابا حمید پرسید اینو از کجا برداشتین ، که بابا حمید گفت آخریش بود ما برداشتیم مامان فدای شما بشه که اینهمه طالب دارید
عصر هم مامان یه کیک خوشمزه درست کرد و وقتی خاله شکوفه و عمو حسام کیانمهر اومدن با هم خوردیم و بعدش رفتیم پارک پیاده روی ولی آخرش شما خسته شدی و شیر می خواستی که سریع برگشتیم
راستی از هفته آینده دایی محمد میاد پیش ما میدونی چرا؟
چون دایی زرنگ و باهوش شما دانشگاه تهران فوق لیسانس قبول شده
آفرین دایی محمد رضا
مامان جونم تو این هفته برای شما کلی لباس سفارش دادیم تا از بندر لنگه براتون بفرستن، دخترم الان کلی لباس داره
سه شنبه شب خاله مژده و عمو رضا اومدن خونمون ، مامان جون بابا جون کلی خرما و رطب برامون فرستاده بودند که عمو رضا برامون آوردشون
خاله مژده کلی با شما حال کرد و شما هم از خدا خواسته همش براش میخندیدی
ولی نصف شبی مامان دلش درد گرفت ولی تا صبح تحمل کرد وقتی هم بابا حمید داشت میزفت سر کار چیزی بهش نگفت ولی عزیز دلم دیگه ساعت 9 صبح لرز شدید و اسهال استفراغ شدید تمام جونم رو ازم گرفت و وقتی شما بیدار شدی به سختی به شما شیر دادم و بعد به بابا تل زدم تا بیاد پیشمون
اونم سریع اومد و رفتیم درمانگاه ، شما انگار میدونستی مامان مریضه ساکت و آروم تو بغل بابا بودی
تا مامان رفت آمپول زد و اومدیم خونه ، هر طور بود به شما شیر دادم و هر دومون خوابیدیم
پنجشبه مامان یه کیک میکری خوشمزه درست کرد(مامانت برا خودش کدبانویی شده
) و غروب هم خاله مهوش اومد پیشمون و شب هم رفتیم مگامال
جمعه حسابی خونه تکونی داشتیم و کلی شما رو خسته کردیم که من معذرت می خوام ولی بعدش شما یه عالمه عکس با بابا و مامان گرفتین
چون جمععه روز نظافت هست شما رو بردیم حمام و طبق معمول همیشه شما بعد از حمام خوابیدی ولی شبش اول خودت و بعد ما رو با گریه هات کلافه کردی که مجبور شدیم با ماشین ببریمتون دور دور ولی هنوز از پارکینگ خارج نشده که شما خواب رفتید.





هفته نگار شهریور 2
